آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - نگاهى به تصحيحِ الفرقة الناجية - محمدى فشارکى محسن
نگاهى به تصحيحِ الفرقة الناجية
محمدى فشارکى محسن
الفرقة الناجية, الشيخ ابراهيم القطيفى, تحقيق و تقديم: حبيب آل جميع, مؤسسة البقيع لاحياء التراث, دارالاملاء, ١٤٢٠هـ, ٢٠٠٠م.
اشاره: كتاب (الفرقة الناجية) تأليف شيخ ابراهيم قطيفى مشهور به فاضل قطيفى به منظور گذراندن پايان نامه تحصيلى توسط نگارنده مورد تصحيح و تحقيق قرار گرفته است. همزمان و پس از اتمام كار نگارنده, اين كتاب در لبنان با تصحيحى ديگرچاپ مى شود. نوشتار حاضر خلاصه اى است در معرفى اين اثر و نقد چاپ مذكور كه در چند بند ترتيب داده شده است:
ـ آشنايى با نگارش هاى شيعه درباره فرقه ناجيه
ـ (الفرقة الناجية) تأليف فاضل قطيفى
ـ چكيده اى از محتواى كتاب
ـ معرفى نسخه هاى خطى (الفرقة الناجية)
ـ نگاهى به يك تصحيح از (الفرقة الناجية)
آشنايى با نگارش هاى شيعه درباره فرقه ناجيه
علماى اماميه در خصوص تعيين فرقه ناجيه و اثبات نجات شيعه اماميه, تأليفات مستقلى از خود به يادگار نهاده اند كه ذيلاً به برخى از آن ها اشاره مى كنيم:
١. (اثبات الفرقة الناجية) تأليف خواجه نصيرالدين طوسى (م٦٧٢ق).١
٢. (الفرقة الناجية) تأليف شيخ ابراهيم قطيفى (م حدود ٩٥٠ق).٢ اين كتاب در منابع مختلف با نام هاى گوناگونى ذكر شده است.
٣. (رسالة ميزة الفرقة الناجية عن غيرهم) تأليف محمد اسماعيل خواجويى (م١١٧٣ق).
اين رساله در (الرسائل الاعتقاديه) (ج١) از همين مؤلف با تحقيق سيد مهدى رجايى به چاپ رسيده است.
٤. (اثبات الفرقة الناجية) تأليف شيخ اكبر كاشف الغطاء (م١٢٢٧ق).٣
٥. (اثبات الفرقة الناجية) تأليف شيخ محمدحسن شريعتمدار (م١٣١٨ق).٤
٦. (اثبات الفرقة الناجية) تأليف سيد حسين همدانى نجفى معاصر شيخ آقابزرگ.٥
٧. (الفرقة الناجية) تأليف سيد شبّر موسوى حويزى.٦
٨. (الصوارم الماضيه لردّ الفرقة الهاوية و تحقيق الفرقة الناجية) تأليف سيد محمدمهدى حسينى قزوينى حلّى (م١٣٠٠ق). محدث نورى در خاتمه مستدرك و جنّة الماوى مى گويد: (وهو من أحسن وأنفع ما كتب فى هذا الباب وهو كبير يقع فى ٢٥٠٠٠ بيت).٧ در مقدمه كتاب سليم (ط.نجف, ص٤٧) درباره اين كتاب آمده است: (وهو خير كتاب ألّف فى موضوعه, فانّه أقام فيه البراهين الجليّة العقلية والنقلية على تعيين الفرقة الناجية التى وردت فى حديث النبى(ص)… وقد أثبت بما أقامه من البراهين التى لاتقبل الانكار إلاّ من المكابر أنّ هذه الفرقة الناجية هى فرقة الشيعة الاثنا عشرية التى اتبعت الأئمة الاثنى عشر آل محمد.(ص))
٩. (تعيين الفرقة الناجية) از مؤلفى ناشناخته كه با تصحيح سيد محمود الخريفى به چاپ رسيده است.
١٠. (دليل المتحيرين فى بيان الناجين) تأليف الشيخ على آل محسن, منشورات انوار الهدى, الطبعة الاولى ١٤١٥.
١١. (الفرقة الناجية) در نهج السعادة (ج٣, ص٤٣٢) اين كتاب چنين معرفى شده است: (قد الّف بعض السادة المعاصرين كتاباً سمّاه الفرقة الناجية وبحث عن الحديث [يعنى حديث الافتراق] سنداً و متناً وهو فريد فى بابه وليراجع اليه البتّة). بيش از اين توضيحى داده نشده است.
١٢. (فرقه ناجيه يا گروه رستگاران) تأليف سلطان الواعظين شيرازى (م١٣٩١ق/ ١٣٥٠ش) در ٢جلد, چاپ شده در دارالكتب الاسلاميه, تهران.
(الفرقة الناجية) تأليف فاضل قطيفى
چنان كه گفتيم اين كتاب در منابع مختلف با عناوين ديگرى نيز ذكر شده است كه عبارتند از: (اثبات الفرقة الناجية),٨ (بيان الفرقة الناجية),٩ (تحقيق الفرقة الناجية),١٠ (تعيين الفرقة الناجية),١١ (الوافية فى تعيين الفرقة الناجية),١٢ در مجالس المؤمنين١٣ از آن به (كتاب وافيه) نام مى برد.
شيخ حرّ عاملى در (امل الآمل) در ترجمه مؤلف تنها از اين كتاب نام برده و آن را حَسَن شمرده است. محقق اردبيلى در (مجمع الفائدة)١٤ و در (الحاشية على الهيات الشرح الجديد للتجريد)١٥ به اين كتاب اشاره كرده و در كتاب اخير رواياتى را از آن نقل نموده است. در (مجالس المؤمنين)١٦ نيز سه روايت از اين كتاب نقل شده است. شيخ سليمان ماحوزى بحرانى نيز در (الاربعون حديثاً)١٧ به اين كتاب اشاره كرده و روايتى را از آن نقل نموده است. همچنين اين كتاب از منابع (بحارالانوار) بوده و علامه مجلسى(ره) در ذكر منابع بحار١٨ از اين كتاب نام برده است. محدث بحرانى نيز در (الكشكول)١٩ به اين كتاب اشاره كرده و مطالبى را از آن نقل نموده است.
مؤلف كتاب, شيخ ابراهيم بن سليمان قطيفى, مشهور به فاضل قطيفى, از بزرگان علماى اماميه در قرن دهم, معاصر و معارضِ با محقق كركى و صاحب تأليفات و اجازات چندى است. در الذريعه٢٠ تاريخ فراغت مؤلف از تأليف اين كتاب, پنجم صفر سال ٩٤٥ق ذكر شده است و تاريخ كتابت يكى از نسخه هاى آن سال ٩٤٨ق است. در حالى كه در پاورقى لؤلوة البحرين٢١ ادعا شده كه قطيفى در سال ٩٥١ق زنده بوده و اين همان سالى است كه از تأليف فرقه ناجيه فراغت يافته است.
ظاهراً اين كتاب, آخرين تأليف قطيفى, و از كتاب هاى ديگرش معروف تر بوده است و نام مؤلف با نام اين كتاب تداعى مى شده است; چنان كه شيخ حرّ عاملى نيز در امل الآمل٢٢ تنها به نام اين كتاب اشاره كرده است. از تك نگارى هاى انجام شده در مورد فرقه ناجيه ظاهراً اين كتاب, اولين كتاب مفصل در اين موضوع است كه در دسترس است. اهميت اين كتاب در اين است كه از مصادر بحارالانوار, يعنى كتابى كه ام الكتاب كتاب هاى شيعه شمرده مى شود,٢٣ نيز بوده است. شيوه مؤلف در اين كتاب, شيوه نقلى ـ كلامى است و پيوسته به آيات و روايات استناد مى كند.
چكيده اى از محتواى كتاب
مؤلف خود, اين كتاب را آهِ سينه اش مى داند كه پس از استخاره از خداوند متعال,٢٤ از انديشه درباره اين كه فرقه ناجيه نزد خداوند شيعه اماميه اثناعشريه هستند, نشأت گرفته و ظهور پيدا كرده است و آن را چنان بنا نهاده كه صاحبان عقل سليم و انديشه هاى صحيح توانايى انكار و ايراد بر آن نداشته باشند و آن را بر يك مقدمه و سه فصل و يك خاتمه مرتب نموده است.
مقدمه مشتمل بر دو بحث است: بحث اول در ذكر حديث افتراق و چگونگى جمع ميان نقل هاى متفاوت شيعه و اهل سنت از حديث افتراق است. بحث دوم در معناى اين حديث به همراه نقل و نقد كلمات محقق دوانى در شرح عقايد عضدى و نيز گفتارى درباره معناى ايمان و شرايط آن مى باشد.
فصل اول كتاب كه درباره اميرالمؤمنين(ع) است, خود مشتمل بر سه مطلب است:
مطلب اول در اين است كه حضرت على(ع) وصى و جانشين پيامبر(ص) است. مطلب دوم در اين است كه آن حضرت باب مدينه علم النبى(ص) است. مطلب سوم در اين كه امامت آن حضرت منصوص عليه و متعيّن است و در آن به ذكر حديث غدير و اشكالات وارد بر آن و پاسخ بدان ها پرداخته است و آن را با يك (تذنيب) و (تتمه) به پايان برده است.
فصل دوم درباره عترت پيامبر(ص) است و مشتمل است بر دو مطلب: مطلب اول در تطهير آنان از پليدى و گناهان ظاهرى و باطنى. مطلب دوم در اين كه اهل بيت پيامبر(ص) همانند قرآن واجب الاتباع هستند, و آن را با يك (تذنيب) به پايان برده است.
فصل سوم در بيان اين كه امامان دوازده تن هستند كه مشتمل است بر دو مطلب: مطلب اول در بيان اجمالى امامان دوازده گانه و مطلب دوم در بيان تفصيلى آنان.
خاتمه كتاب نيز مشتمل است بر دو (تذنيب): اول در ذكر اخبارى كه در خصوص نجات شيعه وارد شده است, دوم درباره اعتقادات فرقه ناجيه.
مؤلف سپس كتابش را با ذكر سه فايده خاتمه مى دهد و پس از آن مى گويد كه به دنبال مباحث قبلى دوست دارم احاديثى را نقل كنم كه علما به ندرت در يك مجموعه به آن ها دسترسى مى يابند و آن گاه اين احاديث را كه تعدادشان هيجده تا است نقل كرده و كتابش را به پايان مى برد. بيش ترين حجم اين كتاب را روايات منقول از شيعه و اهل سنت تشكيل مى دهند و مؤلف در پايان هر بخش, نتيجه مى گيرد كه شيعه اماميه, فرقه ناجيه اند و اين نتيجه گيرى را تكرار مى كند.
معرفى نسخه هاى خطى
١. نسخه شماره ٣ از مجموعه ٢٢٠٠/ع كتابخانه ملّى جمهورى اسلامى ايران, از برگ ٦٥ب تا برگ ١٠٦. اين مجموعه به خط كاتبان مختلف نوشته شده است كه نام همه آنان مشخص نيست. در حاشيه فرقه ناجيه مطالبى با نشانه هاى (مجمع) و (صح) وجود دارد و در برگ ١٠٦ امضاى بلاغ وجود دارد. اغلاط اين نسخه اندك است و در پايان آن چنين آمده: (تمّت الرسالة الشريفة المنيفة العزيزة الجليلة الموسومة بالفرقة الناجية من تأليف الولى الأولى ذى الشرف الأعلى والمقام الأسنى, ملهَم الحقّ والقائل بالصدق, جامع فضائل فضلاء العالمين, موضح الدلائل والبراهين, المؤيّد بتوفيق الملك الدّيان, خاتم علماء هذا الزمان إبراهيم بن سليمان القطيفى تجاوز اللّه تعالى عنّا وعنه وعن جميع المؤمنين والحمدللّه وحده وحده وصلى اللّه على محمّد وآله وسلّم كثيراً). متأسفانه برگه هايى از اين نسخه در دو جا افتاده است كه عبارتند از:
١. از سطر ٦, ص٧١: (أخبرنا ابوالفضل) تا سطر٨ ص٧٦: (إلاّ الإقرار بالشهادتين).
٢. از سطر٥ ص٩١: (الحافظ لعلوم النبي) تا سطر ١٧ ص١٠١: (فقال ومن مولاكم)٢٥.
در فهرست كتابخانه ملّى نيز به اين افتادگى ها اشاره اى نشده است. اين نسخه در مجموعه اى شامل ١٤ رساله است كه در فهرست تاريخ كتابت اين مجموعه ١٠٦٧ق و ١١١٠ق ذكر شده و كاتبان نيز مختلف بوده اند. لكن از عبارت كاتب در پايان اين نسخه كه مؤلف را با عنوان (خاتم علماء هذا الزمان إبراهيم بن سليمان القطيفي) معرفى مى نمايد, شايد بتوان استظهار كرد كه كاتب همزمان با مؤلف و يا نزديك به زمان تأليف بوده است. بنابراين, اين نسخه از سه جهت مزيّت دارد: ١. اندك بودن اغلاط; ٢. دارا بودن علامت بلاغ تصحيح, چنان كه در حاشيه آخرين برگ آمده است: (بلغ تصحيحه بحسب الإمكان إلاّ مازاغ عن البصر); ٣. وجود قرينه اى بر همزمانى و يا قُرب زمانى كاتب به مؤلف. به خاطر همين مزايا اين نسخه به عنوان نسخه اصل قرار داده شد. رمز اين نسخه (ل) است, براى اشاره به كتابخانه ملّى.
٢. نسخه شماره ٢ از مجموعه ٥٣٦٤ كتابخانه مجلس شوراى اسلامى. اين مجموعه در ملكيت عبدالعالى بن لطف الله ميسى عاملى بوده و در ١٠٣٥ خط و مهر او در دو صفحه عنوان آمده است. در فهرست تاريخ كتابت اين نسخه قرن دهم ذكر شده است. اين نسخه داراى اغلاط و افتادگى هاى زيادى در كلمات و عباراتش مى باشد و در پايان آن آمده است: (تمت الرسالة الموسومة بالفرقة الناجية تأليف الشيخ العالم العامل العادل الفاضل, قدوة الزاهدين والمتورعين والمتقين الشيخ إبراهيم بن سليمان الحلّى قدّس سره). رمز اين نسخه (س) است, براى اشاره به كتابخانه مجلس.
٣. نسخه شماره ١ از مجموعه ٤٢٣٢ كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, از برگ١ تا برگ٨٣. تاريخ كتابت آن قرن ١٢ و در مالكيت شيخ محمّدعلى واعظ تلواسكانى با مهر (أفوض أمرى إلى اللّه عبده محمّدعلى) بوده است. در صفحه عنوان آمده: (كتاب فى أنّ الفرقة الناجية الشيعة الإثنا عشرية). اغلاط اين نسخه كم است و ظاهراً كاتبش فرد فاضلى بوده و در بعضى جاها نسخه بدل هم ذكر شده است. رمز اين نسخه (ج) است, براى اشاره به كتابخانه مجلس.
٤. نسخه شماره ٢٠٢٠ كتابخانه آستان قدس رضوى. تاريخ كتابت آن سال ١٠٩١ق است و واقف آن نادرشاه در سال ١١٤٥ق بوده. در پايان آن آمده است: (قد فرغ من تسويد هذه الصحيفة الشريفة فى تاريخ سيّم شعبان المعظم سنة ١٠٩١). در حاشيه آمده: (كتاب الفئة الناجية تأليف أبى محمّد إبراهيم عليه التحية والثناء). اغلاط اين نسخه زياد نيست و در موارد زيادى روايات را با حذف سند آورده است. رمز اين نسخه (ق) است, براى اشاره به كتابخانه آستان قدس.
٥. نسخه شماره ٤ از مجموعه ٢١١٤٣ كتابخانه آستان قدس رضوى. تاريخ تحرير آن سال ١٣٠٧ق است و تاريخ وقف آن خرداد ١٣٧٣ش, و واقفش مقام معظم رهبرى حضرت آيةاللّه خامنه اى است. نام كاتب و تاريخ كتابت در پايان نسخه ذكر نشده است, تنها در صفحه اوّل پيش از بسمله نوشته شده: (الرسالة الفرقة الناجية وأنّها الإمامية للشيخ إبراهيم قطيفى الأصل إلاّ أنّه جاء فى العراق فوطن فى الغرى مدّة ثمّ فى الحلّة, فلهذا نسب إلى كلّ منهما, وهذا الشيخ ابن الشيخ سليمان القطيفى رحمةاللّه عليهما). اغلاط اين نسخه اندك است و در موارد چندى نسخه بدل ها ذكر شده اند. رمز اين نسخه (هـ) است, براى اشاره به مجموعه اهدايى رهبرى.
لازم به ذكر است كه دو نسخه اخير در فهرست نويسى جزء كتب اخبار معرفى شده اند كه چنين تعريفى دقيق نيست; زيرا هرچند كه بخش عمده اى از اين كتاب را اخبار و روايات تشكيل مى دهند, لكن مقصود مؤلف از نگارش آن, بحثى كلامى بوده يعنى اثبات اين كه شيعه اثناعشرى فرقه ناجيه اند. بنابراين, شايسته است كه اين كتاب جزء كتب كلام و عقائد فهرست شود.
همچنين لازم به ذكر است كه نگارنده در تصحيح خود, پنج نسخه فوق را مورد استفاده قرار داده است كه مزيّت مشترك آن ها اين است كه همگى نسخه هاى كاملى بوده و ١٨ روايتى را كه مؤلف در پايان كتاب آورده است, دربر دارند.
٦. نسخه شماره ٣ از مجموعه ٣٠٣ كتابخانه دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران. تاريخ كتابت آن سال ١٠٠٩ق است. اين نسخه ناقص است و تا آخر تذنيب اول با حديث أعمش پايان يافته, و تذنيب ثانى و فوائد پس از آن و ١٨ روايتى كه مؤلف در پايان كتابش آورده, در اين نسخه موجود نيست. پايان اين نسخه با انتهاى حديث اعمش در آخر تذنيب اول چنين است: (والوصى هو النقى على بن أبى طالب. وفى القدر كفاية لمن أراد الهداية, واللّه الهادى من الضلالة والعماية, والحمد للّه ربّ العالمين وصلّى اللّه على سيدنا محمّد وآله الطاهرين. تمت الرسالة المباركة بحمداللّه وحسن توفيقه يوم الأحد سادس عشر فى شهر صفر المختوم بالخير والظفر أحد شهور سنة الف وتسع من الهجرة النبوية).
٧. نسخه شماره ٣ از مجموعه ٢٢٥٧ كتابخانه يزد. اين نسخه تاريخ كتابت ندارد, لكن تاريخ كتابت دو رساله ماقبل آن در مجموعه مذكور سال ١٠٥٨ق و ١٠٥٩ق مى باشد. اين نسخه با فائده ثالثه اى كه مؤلف پس از تذنيب ثانى آورده, پايان مى يابد, لكن اين روايت ناقص مانده و نسخه با عبارت (وَيْلَكَ وتدرى) از اين روايت خاتمه يافته و ١٨ روايتى كه مؤلف در آخر كتابش آورده نيز در اين نسخه موجود نيست. در فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه وزيرى, اين نسخه به سيد شبر موسوى حويزى نسبت داده شده كه اين نسبت اشتباه است; زيرا مؤلف خودش در آغاز كتاب به نام خود تصريح كرده و گفته: (وكما جعلت من شيعته إبراهيم)
٨. نسخه شماره ٢ از مجموعه ٣٣٦٠ كتابخانه وزيرى يزد. تاريخ كتابت آن سال ١٠٤٠ق و كاتب آن نورالدين محمّد جبل عاملى و محل كتابتش مدرسه شيخ لطف الله اصفهان بوده است. اين نسخه نيز همانند نسخه قبلى است, الاّ اين كه روايت مذكور را به اتمام رسانده است. پايان نسخه كه با اتمام روايت مذكور مقارن است, چنين است: (فهذا آخر ما أردناه والحمد للّه رب العالمين. حرّره بخطّه المعترف بربّه المقرّ بذنبه راجى عفو ربّه نورالدين محمّد جبل عاملى نهار الأربعاء يوم الثانى والعشرين من شهر شعبان سنة ١٠٤٠ق فى مدرسة الشيخ لطف اللّه باصفهان.) در فهرست كتابخانه وزيرى اين نسخه به علامه حلّى نسبت داده شده كه اين نسبت هم اشتباه است; به همان دليلى كه در مورد نسخه قبلى ذكر شد.
٩. نسخه شماره ٣ از مجموعه ٧٥٣٩ كتابخانه مجلس شوراى اسلامى. در نسخه حاضر تنها مقدمه شامل دو بحث و فصل اول (فيما يتعلق بأميرالمؤمنين) شامل سه مطلب موجود است. انجام: معانى المولى عشر الاولى والإمام و… الناصر.
١٠. نسخه شماره ٣ از مجموعه ١٣٣ كتابخانه غرب مدرسه آخوند همدان. اين نسخه در صفحه ١٣٨٣ از فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه هاى رشت و همدان ذكر شده و اطلاع بيش ترى از چگونگى آن داده نشده است. متأسفانه در ايام اشتغال به تصحيح اين كتاب, به علّت تجديد بناى ساختمان كتابخانه, دسترسى به اين نسخه امكان پذير نشد.
١١. نسخه اى به خط شيخ على بن فسيح اللّه رضا كه اتمام كتابتش در تاريخ ١٠ شعبان سال ١٠٠٦ق بوده است. اين نسخه در مجموعه اى بوده كه تمامى آن به خط كاتب مذكور است. اين نسخه را آقابزرگ نزد شيخ حسين بن الشيخ على البحرانى ديده است.٢٦
١٢. نسخه ديگرى كه كتابتش در ٩٤٨ق بوده است, آن را آقابزرگ نزد شيخ صالح حائرى ديده است.٢٧
١٣. نسخه علامه سيد محمّد صادق بحرالعلوم به خط فرج اللّه بن سالم الجزائرى. اين نسخه در لؤلوة البحرين ذكر شده است.٢٨ در اين جا ادعا شده كه شيخ ابراهيم قطيفى در ٩٥١ق زنده بوده است و اين همان سالى است كه از تأليف فرقه ناجيه فراغت يافته; چنان كه در آخر اين نسخه نوشته شده است.
١٤. نسخه كتابخانه خصوصى حجةالاسلام الجودي. اين نسخه در ضمن مصادر كتاب (الحاشية على الهيات الشرح الجديد للتجريد)٢٩ از مولى احمد اردبيلى ذكر شده است.
١٥. نسخه شماره ٩٢ـ٦ ـ١٠٠٢ در كتابخانه آيةاللّه گلپايگانى ـ قم. اين نسخه در كتاب سليم بن قيس الهلالى٣٠ به تصحيح انصارى ذكر شده است.
لازم به ذكر است كه براى اشاره به منابع و مآخذ نقل قول ها از علامت اختصارى (مص) يعنى (مصدر) استفاده نموده ايم.
تصحيحِ ديگرى از (الفرقة الناجية)
پس از پايان كار تصحيح و نگارش مقدمه باخبر شدم كه كتاب حاضر به تازگى تصحيح شده و به چاپ رسيده است.٣١ با مراجعه به اين چاپ و مقابله آن با نسخه خودم, متوجه شدم كه صرف نظر از اشتباهات چاپى, اغلاط و خطاهاى بسيارى به آن راه يافته است; چه در مقدمه محقق, چه در اصل كتاب و چه در ارجاع به مصادر. در اين جا به اختصار به برخى از آن ها اشاره مى كنم:
١. در مقدمه محقق در عداد اساتيد و شاگردان قطيفى خطاهاى فاحشى رخ داده است; مثلاً:
الف. به عنوان اولين استاد قطيفى از (الشيخ سليمان بن عبداللّه الماحوزى المتوفى سنة ١٢٣١هـ.)٣٢ نام برده شده, در حالى كه فاضل قطيفى مؤلف (الفرقة الناجية) در نيمه دوم قرن دهم وفات يافته است. ظاهراً اين اشتباه به دليل شباهت اسمى فاضل قطيفى با عالمى ديگر به نام (الشيخ ابراهيم القطيفى) كه از شاگردان شيخ سليمان مذكور بوده, رخ داده است. شيخ آقابزرگ تهرانى در الكواكب المنتشرة فى القرن الثانى بعد العشرة از طبقات اعلام الشيعه (ج٦, ص١٨), عالم مذكور را معرفى نموده است. همچنين بايد دانست كه مؤلف الفرقة الناجية يعنى شيخ ابراهيم قطيفى به (فاضل قطيفى) مشهور است و همين عنوان مى تواند وجه تمايز او از هم نام هاى احتمالى اش قرار گيرد.
ب. به عنوان دومين استاد قطيفى از (الشيخ على بن هلال الجزائرى الكركى)٣٣ نام برده شده است كه توصيف وى به (الكركى) صحيح نيست; چنان كه صاحب روضات٣٤ نيز به اين نكته تذكر داده است. علاوه بر اين در پاورقى تاريخ وفات وى ٩٩٣هـ/ ١٥٨٥م آمده كه اين هم اشتباه است.
ج. در عداد شاگردان قطيفى از الشيخ حسن بن محمّد عبدالنبى البلادى البحرانى صاحب معراج الكمال نام برده شده٣٥ كه اشتباه است و فرد مذكور شاگرد قطيفيِ قرن دوازدهم است, نه شاگرد فاضل قطيفى قرن دهم و اين اشتباه ظاهراً به خاطر همان تشابه اسمى است.
د. در عداد اجازه يافتگان از قطيفى, از مولى محمدامين استرآبادى نام برده شده٣٦ و در پاورقى ادعا شده كه وى همان اخبارى معروف و صاحب الفوائد المدنيه است; در حالى كه كسى كه در سال ٩٢٠ق از فاضل قطيفى اجازه گرفته, شيخ شمس الدين محمّد بن الحسن استرآبادى (قرن١٠) بوده است٣٧ و اين غير از محمدامين استرابادى اخبارى (قرن١١)٣٨ است.
اين اشتباه در متن صفحه ٣٠ نيز ديده مى شود; در حالى كه در پاورقى شماره ٢ از همين صفحه به اجازه قطيفى به مولى شمس الدين محمد بن الحسن استرابادى در سال ٩٢٠ق اشاره شده است.
هـ. همچنين از شيخ محمد حرفوشى به عنوان اجازه يافته از قطيفى نام برده شده است٣٩ كه درست نيست و مأخذ مورد ارجاع٤٠ نيز مطابق با اين ادعا نمى باشد. عجيب تر آن كه در پاورقى, ضمن معرفى شيخ محمد حرفوشى ادعا شده كه وى صاحب اين بيت است:
ما كلّ مايتمنى المرء يدركه
تجرى الرياح بمالاتشتهى السفن
در حالى كه آشنايان با دروس مقدماتى حوزه به خوبى مى دانند كه اين بيت از آنِ ابوالطيب متنبّى (٣٥٤ق) است و علماى ادبيات از چند قرن پيش از اين به آن استشهاد مى كرده اند; همانند ابن هشام (م٧٦١ق) در مغنى اللبيب٤١ و خطيب قزوينى (م٧٢٩ق) در تلخيص المفتاح.٤٢
٢. يكى از اشكالات مهم كه منشأ خطاهاى ديگرى شده است, اعتماد بر يك نسخه خطى در اين چاپ است. اين نسخه همان است كه در ضمن معرفى نسخه هاى خطى كتاب حاضر با رمز (ق) به آن اشاره نموده ام كه نه اَقدم نسخ است و نه اَصحّ نسخه ها, بلكه نسخه هاى ديگر (يعنى نسخه هايى كه با رمز (ل) و (ج) و (هـ) به آن ها اشاره كرده ام) از اين نسخه كم غلط ترند. علاوه بر اين, اين نسخه در بسيارى موارد (به طور مشخص از صفحه ١٣٩ تا ١٥٩ و صفحه ١٦٣ تا ١٦٥ چاپ مذكور) احاديث را با حذف سند آورده است; در حالى كه در نسخه هاى ديگر همين احاديث به همراه سندشان آورده شده اند. علاوه بر اين كه در برخى موارد حذف سند باعث خلل در معنا و مبهم ماندن مطلب براى خواننده مى شود. مثلاً در حديث أعمش (ص١٦٥) به علّت حذف سند, خواننده از عبارت (قال: فاستدار الناس بوجوههم نحوه…) (سطر ١٢ به بعد) معناى درستش را نمى فهمد و مرجع ضماير را به درستى تشخيص نمى دهد (ظاهراً مرجع ضمير (قال) راوى حديث يعنى (كثير بن زيد) است و مرجع ضمير در (نحوه) (اعمش) است) و اساساً فهم درست ذيل حديث منوط است, به ذكر صدر آن و توصيف ارائه شده در آن از ورود اعمش به مجلس منصور.
٣. در برخى از موارد ظاهراً عبارت درست خوانده نشده, مثلاً در سطر اول از خطبه مؤلف چنين آمده است: (يا من خلق ويخلق الى يوم التناد),٤٣ در حالى كه عبارت صحيح (بل ممن خلق ويخلق إلى يوم التناد) است, و اين نكته در تصوير نسخه خطى كه در اين چاپ ارائه شده,٤٤ هم قابل مشاهده است.
٤. در بسيارى از موارد, تقطيع عبارات و پاراگراف بندى مناسب نيست; مثلاً در دومين صفحه از متن اصلى كتاب,٤٥ در ميان سطر اول (إن قلت…) آمده است; در حالى كه مناسب بود اين عبارت در آغاز پاراگراف قرار بگيرد. علاوه بر اين كه در سطر دوم همين صفحه عبارت به صورت ناقص و غلط چاپ شده و در انتهاى آن نقطه قرار گرفته است; يعنى (هى قبل.) در حالى كه عبارت صحيح چنين است: (هى قيل: وَمَنْ هُمْ؟).
٥. در برخى از موارد عبارتى از قلم افتاده است; مثلاً در سطر يازدهم از دومين صفحه متن اصلى كتاب چنين آمده: (حذفناها واقتصرنا), و حال آن كه بين اين دو كلمه عبارتى از قلم افتاده است و عبارت كامل به اين صورت است: (حذفناها, وكذلك تلك الزيادة لمّا لم تكن مرويّة من طريق الشيعة حذفناها واقتصرنا). در سطر ١٤ از صفحه ١٠٩ پس از عبارت (والرفع من السائل), عبارت (والنيّة قلبيّة تستحضر فى أثناء الصلاة لغير أميرالمؤمنين فكيف له عليه السلام) از قلم افتاده است. در سطر ١٠ از صفحه ١٣٨ پس از (محمد) عبارت (فابنه على فاذا مضى على) از قلم افتاده است. در سطر اول از صفحه ١٥٢ پس از عبارت (وسمّاه عنده) حدود دو سطر از عبارت افتاده است و نام چند تن از امامان حذف شده است و ترتيب آن ها به هم خورده است. در سطر ١٨ از صفحه ١٧٣ عبارت (نضح فجبل طينتنا من فضل طينة أميرالمؤمنين) از قلم افتاده است. در سطر ١٠ از صفحه ١٨٤, قبل از (فقال رسول الله) عبارت (فقال الحسن كذلك وقال الحسين كذلك) از قلم افتاده است.
٦. در برخى موارد اضافه هاى بى مورد و ناروايى در عبارت آمده است; مثلاً در سطر ١٤ و١٥ از صفحه ١٤٨ عبارتى داخل پرانتز است كه نه در نسخه هاى خطى و نه در مصدر اصليِ نقل مذكور, وجود ندارد و به لحاظ معنا نيز زايد و مخلّ نظم عبارت است. در مورد ديگر ظاهراً ذهنيّت محقق در اضافه نمودن بر متن كتاب دخيل بوده است. در صفحه ١٤٢ سطرهاى ٣و٤ در دو مورد (أربعة آلاف) به (أربعة وعشرين ألف) و (ثمانية آلاف) به (ثمانية وعشرين ألف) تبديل شده; يعنى سه بار لفظ (عشرين), كه نه در نسخه هاى خطى و نه در مصدر اصلى وجود ندارد, در عبارت اضافه شده و تنها يك مورد در پاورقى به ضبط نسخه اصل اشاره شده; اين در حالى است كه معمولاً در طول كتاب, اضافه هاى خارج از نسخه اصلى در پرانتز قرار داده شده است.
٧. در برخى موارد آيات قرآن در داخل قلاّب مخصوص قرار نگرفته اند; مثلاً در صفحه ١٦٨: سطر٨ و٩, صفحه ١٧٠: سطر١٣و١٤, صفحه ١٨٢: سطر١٣ و١٤ گاه نيز الفاظ غيرقرآنى در داخل قلاّب مخصوص قرار گرفته اند; يعنى الفاظ (الواحد الاحد) در صفحه ١٦٦ سطر١٤.
٨. در مورد ارجاع نقل قول ها به مصادرشان نيز اشكالات متعدد و مختلفى رخ داده است; مثلاً:
الف. در برخى موارد مأخذ نقل قول مشخص نشده, مثلاً به هنگام نقل قول قطيفى از فاضل دوانى٤٦ در پاورقى تنها به معرفى وى اكتفا شده و مأخذ نقل قول مشخص نشده كه از كدام يك از تأليفات دوانى است. در مورد ديگر مأخذ نقل قولِ حضرت امير كه با عبارت (قال باب مدينة العلم…(ع))٤٧ آمده, مشخص نشده است.
ب. در برخى موارد ارجاعات ذكر شده مرجوح است; مثلاً نقل سخن حضرت امير(ع) از سفينةالبحار,٤٨ استشهادِ آراى اصوليان از اصول فقه مظفر و كفايةالاصول خراسانى,٤٩ و نقل قول از علامه طبرسى از بحارالانوار;٥٠ در حالى كه منابع ذكر شده همگى پس از قطيفى به نگارش آمده اند و شايسته است كه در ارجاعات اين كتاب به منابع قبل از قطيفى مراجعه كنيم. مثلاً در مورد اول به نهج البلاغه و در مورد سوم به مجمع البيان و در مورد دوم به كتاب هاى اصولى متقدم بايد ارجاع داده شود. (خصوصاً آن كه خود مؤلف نيز در موردى به كتاب المحصول فخر رازى در اصول, اشاره كرده است٥١) علاوه بر اين كه در مورد اخير بهتر است كه هم از تأليفات اصولى شيعه و هم اهل سنّت مثال آورده شود; زيرا استشهاد مؤلف از هر دو گروه است.
ج. در برخى موارد به اختلاف نقل قول نسخه با مصدرش اشاره نشده است; مثلاً در مورد حديث معروف به سلسلة الذهب, در پاورقى تنها دو مصدر براى آن ذكر شده,٥٢ در حالى كه نقل قطيفى از اين روايت با آنچه در مصادر مذكور آمده, متفاوت است.
د. در برخى موارد ارجاعات داده شده, غلط است; مثلاً ارجاعات شماره ٣,٤ و٥ از صفحه ١٦٤ و ارجاع شماره ٢ از صفحه ١٦٥. همچنين در مورد روايتى كه مؤلف كتاب خود را با آن به پايان برده است, به كتاب بشارة المصطفى لشيعة المرتضى, ص١٤ ارجاع داده شده٥٣ كه اشتباه است و اين روايت در چاپ هاى موجود از اين كتاب وجود ندارد و در مورد اين روايت, ظاهراً كتاب حاضر يعنى الفرقة الناجية قطيفى اَقدم مصادر است و راقم اين سطور تاكنون آن را در مصدرى مقدم بر كتاب حاضر نيافته است.
هـ. در بيان مصادر مقدمه محقق, در دو مورد از الكواكب المنتشرة از مجموعه طبقات أعلام الشيعة تأليف شيخ آقا بزرگ تهرانى نام برده شده٥٤ و هر دو بار آن را (مخطوط) شمرده, در حالى كه اين كتاب در سال ١٣٧٢ش. از سوى انتشارات دانشگاه تهران به چاپ رسيده است.
آنچه ذكر شد, پاره اى از اشكالات و خطاهاى راه يافته به چاپ مذكور است و نگارنده از ذكر تمامى مواردِ جزئى خطاها (اعم از حذف و اضافه و اغلاط املايى و چاپى و ويرايش و…) كه كم تر صفحه اى از اين كتاب خالى از آن ها است, صرف نظر مى كند. البته كار محقق و ناشر كه احياى ميراث فرهنگى اسلامى و به خصوص شيعه و اهل بيت(ع) و عرضه آن ها به بازار دانش است, كارى است مهم و درخور تحسين و پايه اى است براى تحقيقات بعدى, اما اين كار دقت و صبر و حوصله زيادى هم مى طلبد; به ويژه آن كه خود مؤلف يعنى قطيفى هم در نقل قول ها دقت و امانت را رعايت مى كرده و تفاوت ها را حتى در مثل كم يا زياد شدن يك واو عاطفه, از نظر دور نداشته است و اين معنا از دو موضع از كتاب حاضر٥٥ مشخص مى شود. به هر حال نگارنده اميدوار است كه نكات يادآورى شده هدايتى را دربر داشته و خود در ذكر موارد خطا, ره به خطا نپيموده باشد و اين نوشته پژوهشگران را به كار آيد.
كتابنامه
١. آشنايى با بحارالانوار, احمد عابدى, سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى, تهران, ١٣٧٨ش.
٢. الاربعون حديثاً فى اثبات إمامة اميرالمؤمنين(ع), الشيخ سليمان بن عبدالله الماحوزى البحرانى (١٠٧٥ـ١١٢١ق) تحقيق السيد مهدى الرجائى, قم, الطبعة الاولى, ١٤١٧ق.
٣. أمل الآمل, الشيخ محمد بن الحسن الحرّ العاملى (م١١٠٤), تحقيق السيد احمد الحسينى, مجلدان, دارالكتاب الاسلامى, قم, ١٣٦٢.
٤. بحارالانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الاطهار, العلامة محمدباقر المجلسى (١٠٣٧ـ١١١١), اعداد عدّة من الفضلاء, ١١٠ مجلداً, دار احياء التراث العربى, بيروت, الطبعة الثانية المصححة, ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م.
٥. بشارة المصطفى لشيعة المرتضى, أبى جعفر محمد بن أبى القاسم محمد بن على (الطبرى) من علماء الامامية فى القرن السادس, مطبعة الحيدرية, نجف, الطبعة الثانية, ١٣٨٣ق/ ١٩٦٣م.
٦. پايان نامه كارشناسى ارشد فلسفه و كلام اسلامى: موضوع تصحيح الفرقة الناجية, تدوين محمدحسن محمدى مظفر, دانشگاه قم, دانشكده علوم انسانى, بهار ١٣٧٩.
٧. تعيين الفرقة الناجية, اعداد و تحقيق السيد محمود الغريفى, مؤسسة السيدة المعصومة, قم, الطبعة الاولى, ١٤١٨ق/ ١٩٩٧م.
٨. الحاشية على الهيات الشرح الجديد للتجريد, المولى احمد الاردبيلى, تحقيق احمد العابدى, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, الطبعة الثانية ١٤١٩ق/ ١٣٧٧ش.
٩. خاتمة مستدرك الوسائل, الميرزا حسين النورى الطبرسى (م١٣٢٠) ٩مجلدات, مؤسسة آل البيت(ع) لاحياء التراث, الطبعة الاولى ١٤١٥ق.
١٠. دليل المتحيرين فى بيان الناجين, الشيخ على آل محسن, منشورات أنوار الهدى, قم, الطبعة الاولى, ١٤١٥ق.
١١. الذريعة الى تصانيف الشيعة, الشيخ آقابزرگ الطهرانى, ٢٦مجلداً, دارالاضواء, بيروت, الطبعة الثالثه, ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م.
١٢. الرسائل الاعتقادية, محمد اسماعيل بن الحسين بن محمدرضا المازندرانى الخاجوئى (م١١٧٣), تحقيق السيد مهدى الرجائى, مجلدان, نشر دارالكتاب الاسلامى, قم, ١٤١١ق.
١٣. روضات الجنّات فى أحوال العلماء والسادات, محمدباقر الموسوى الخوانسارى الاصبهانى (م١٣١٣ق) ٨مجلدات, المطبعة الحيدرية, طهران, ١٣٩٠ق.
١٤. رياض العلماء وحياض الفضلاء, الميرزا عبدالله افندى الاصبهانى (قرن١٢), تحقيق السيد احمد الحسينى, ٦مجلدات, مطبعة الخيام, قم, ١٤٠١ق.
١٥. شرح المختصر, سعدالدين التفتازانى, علق عليه عبدالمتعال الصعيدى, كتابفروشى كتبى نجفى, قم [بالاوفست عن المكتبة المحمودية التجارية بالازهر بمصر].
١٦. طبقات أعلام الشيعه, الشيخ آقابزرگ الطهرانى, تحقيق على نقى منزوى, ٦مجلدات, مؤسسة اسماعيليان, قم [بالاوفست عن طبعة دانشگاه تهران].
١٧. الفرقة الناجية, الشيخ ابراهيم القطيفى, تحقيق و تقديم حبيب آل جميع, مؤسسة البقيع لإحياء التراث ـ دارالملاك, بيروت, الطبعة الاولى ١٤٢٠ق/٢٠٠٠م.
١٨. فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه آستان قدس رضوى.
١٩. فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران.
٢٠. فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه هاى رشت و همدان.
٢١. فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى.
٢٢. فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه ملّى جمهورى اسلامى ايران.
٢٣. فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه وزيرى يزد.
٢٤. كتاب سليم بن قيس الكوفى الهلالى العامرى, (م٩٠) منشورات دارالفنون, بيروت, ١٩٨٠م, [بالاوفست عن طبع النجف].
٢٥. الكشكول, الشيخ يوسف البحرانى (م١١٨٦) ٣مجلدات, مؤسسة الوفاء ودارالنعمان ١٤٠٦ق/ ١٩٨٥م.
٢٦. لؤلؤة البحرين فى الاجازات وتراجم رجال الحديث, الشيخ يوسف بن احمد البحرانى (م١١٨٦ق), حققه وعلّق عليه السيد محمدصادق بحرالعلوم, مؤسسة آل البيت(ع), چاپ دوم.
٢٧. مجالس المؤمنين, قاضى نور اللّه شوشترى (شهيد در ١٠١٩ق) كتابفروشى اسلاميه, تهران, ١٣٧٥ق.
٢٨. مجمع الفائدة والبرهان فى شرح ارشاد الاذهان, مولى احمد الاردبيلى (م٩٩٣) ١٤مجداً, مؤسسة النشر الاسلامى, قم, فى عدّة سنوات.
٢٩. مغنى اللبيب عن كتب الأعاريب, جمال الدين ابن هشام الانصارى (م٧٦١ق) مجلدان, حققه وعلّق عليه الدكتور مازن المبارك ومحمدعلى حمداللّه, انتشارات سيد الشهداء, قم, ١٤٠٦.
٣٠. نهج السعادة فى مستدرك نهج البلاغه, الشيخ محمدباقر المحمودى, ٨مجلدات, مؤسسة الاعلمى للمطبوعات, بيروت.پاورقي:
١. الذريعه, ج١, ص٩٨.
٢. همان, ج١٦, ص١٧٧; الاربعون حديثاً للماحوزى, ص١٠٦.
٣. الذريعه, ج١, ص٩٨.
٤. همان و ج١٦, ص١٧٨.
٥. همان, ص١٧٩.
٦. همان, ج١٦, ص١٧٩.
٧. خاتمه مستدرك, ج٢, ص١٣١; بحار, ج٥٣, ص٢٩٢; الذريعه, ج١, ص٩٩ و ج١٥, ص٩٣.
٨.الذريعه, ج١, ص٩٨.
٩. امل الآمل, ج٢, ص٨, پاورقى.
١٠. بحار, ج١, ص٢٤; رياض, ج١, ص١٨; لؤلؤة البحرين, ص١٦٤.
١١. الذريعه, ج١, ص٩٨; روضات, ج١, ص٢٦.
١٢. الذريعه, ج٢٥, ص١٨.
١٣. همان, ج١, ص٣٨٢.
١٤. همان, ج٢, ص٣٥١.
١٥. همان, ص٤١٥.
١٦. همان, ج١, ص٣٨٣.
١٧. همان, ص١٠٦.
١٨. همان, ج١, ص٢٤.
١٩. همان, ج١, ص١٥٥ـ١٥٦.
٢٠. همان, ج١٦, ص١٧٨.
٢١. همان, ص١٦٠.
٢٢. همان, ج٢, ص٨.
٢٣. آشنايى با بحارالانوار, ص٢٣.
٢٤. (أما بعد فهذه نفثة صدر برزت عن فكر بعد الاستخارة للّه تعالي…), از مقدمه مؤلف.
٢٥. لازم به ذكر است كه شماره هاى مذكور در اين جا مطابق است با نسخه پايان نامه نگارنده.
٢٦. الذريعه, ج١٦, ص١٧٨.
٢٧. همان.
٢٨. همان, ص١٦٠, پاورقى.
٢٩. همان, ص٥٧٨.
٣٠. همان, ج١, ص١٤٢, پاورقى.
٣١. الفرقة الناجية, الشيخ ابراهيم القطيفى, تحقيق و تقديم حبيب آل جميع, مؤسسة البقيع لاحياء التراث ـ دارالملاك, بيروت, الطبعة الاولى, ١٤٢٠ق/ ٢٠٠٠م.
٣٢. همان, ص٢٨, در همين جا خطاى ديگرى وجود دارد; يعنى سال ١٢٣١هـ, كه صحيح آن ١١٢١هـ است و در پاورقى همين صفحه آمده است.
٣٣. همان, ص٢٩.
٣٤. روضات الجنات, ج٤, ص٣٥٩.
٣٥. الفرقة الناجيه, ص٣٠.
٣٦. همان, ص٣٤.
٣٧. احياء الداثر, ص٢٠٥.
٣٨. طبقات اعلام الشيعة, ج٥, ص٥٦.
٣٩. الفرقة الناجية, ص٣٥.
٤٠. روضات الجنات, ج١, ص٢٧. در اين جا چنين آمده: (رأيته فى كتاب إجازات الشيخ ابراهيم للشيخ محمد الحرفوشى) كه دلالت مى كند بر اين كه شيخ محمد حرفوشى كتابى داشته به نام (اجازات الشيخ ابراهيم), نه اين كه از شيخ ابراهيم مجاز بوده است. براى شرح حال شيخ محمد حرفوشى ر.ك به: روضات الجنات, ج٧, ص٨٥ ـ ٨٨.
٤١. همان, ج١, ص٢٦٥.
٤٢.شرح المختصر للتفتازانى, ص١٠٨.
٤٣. الفرقة الناجية, ص٥٥.
٤٤. همان, ص٥٣.
٤٥. همان, ص٥٦.
٤٦. همان, ص٦٣.
٤٧. همان, ص١٦٧.
٤٨. همان, ص٦٩.
٤٩. همان, ص٩٢.
٥٠.همان, ص١٧٨.
٥١.همان, ص١٠١.
٥٢.همان, ص٧٠.
٥٣. همان, ص١٨٤.
٥٤. همان, ص٤٧ـ ٤٨.
٥٥.همان, ص٨٩, سطر٦ ـ٧ وص١١٥, سطر٣ـ ٥.